علاقه ی چسبی
ویدایی به چسب علاقه داره از هر مدل و رنگ وجنس :وقتی جایی از بدنش درد بگیره حتما باید چسب بزنه فقط برای یک دقیقه اگر بگویی که بیشتر بماند میگوید :دیگه خوب شد . اگر چسب زخم نباشد چسب کتاب هم قبول هست البته دکترش باید ونوسی باشدکه دیگر چه مدلهایی را خواهی دید. یک روز برای حس کنجکاوی خودم یک چسب کتاب تازه را داخل جا چسبی گذاشتم ودادم به ویدا گفته شاید نتواند از جا چسبی استفاده کند وان را ببرد .
اما با کمال تعجب دیدم تا غروب چسب به ظور کامل تمام شد.
فکر میکنم علاقه ی ویدا بر میگردد به زمانی که هنوز راه نمیرفت :مبل خونه ی ما چرم بود با رنگ قرمز که من خیلی دوست داشتم یک قسمت خیلی خیلی کوچکش باز شده بود و همان طور که میدانیم بچهها همهی چیزهای ریز را پیدامیکنند ویدا هم ان را پیدا کرد وبا انگشت کوچکش به جان ان افتاد وسرتا ن را درد نباورم کل مبلها را مابهخاطر ویدایی عوض کردیم جون همه را پاره پاره کرد. ما برای اینکه به او بگوییم بد است روی دستش را چسب کتاب میزدیم ما دیدیم که دفعههای دیگر دستش راجلو میاورد که یعنی چسب بزنید و میرفت یک گوشه مینشست و همه را باز میکرد وما با دهان باز نگاهش میکردیم.



علاقه ی چسبی
